نوزده سالگی در اراک به خون نشست
ابوالفضل اسکندری، جوان ۱۹ سالهای که اصالتاً آذربایجانی و اهل خلخال بود، در روز پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات مردمی در شهر اراک، با شلیک مستقیم گلوله جنگی از سوی مأموران حکومت جان باخت.
محسن نمازی، جوانی ۱۹ ساله و لبریز از آرزو، در میان شور و غوغای نازیآباد تهران، قدم در راهی گذاشت که بازگشتی نداشت؛ راهی که مقصدش آزادی بود. او به همراه دوستش حسن سیدی، پس از حضور در تجمع، در حوالی میدان بهاران هدف کینه قرار گرفتند.
لحظات پس از شهادت او، تصویری از همبستگی و درد است؛ مادری که سراسیمه به درمانگاه میرسد و با پلههایی روبرو میشود که پرستاران و کارکنان، شانه به شانه هم، در میان بهت و اندوه به او کمک میکنند تا پیکر بیجان فرزندش را جابهجا کند. محسن نمازی نه تنها یک نام، بلکه گواهی بر مظلومیت نسلی است که برای «حق زندگی»، جان فدای آزادی کردند. او در اوج جوانی رفت، اما یادش در کوچههای نازیآباد و قلبهای تپنده برای ایران، جاودانه شد.
نظرات
ارسال یک نظر