رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

فتح‌الله آوری؛ شهید سربدار آزادی

  فتح‌الله آوری، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در همدان، به صورت مخفیانه اعدام شد و نامش در کنار دیگر شهیدان راه آزادی جاودانه گشت.

آذر نصیرپور؛ نام ماندگار

 


برخی آدم‌ها جانشان به خاکی بسته است که در آن ریشه دارند. آذر که ۵۲ سال از عمرش می‌گذشت، ساکن کرج بود اما قلبش در گیلان می‌تپید. او که تمام عمر را وقف پرورش فرزندانش کرده بود، در دی‌ماه سرنوشت‌ساز، برای مراسم سالگرد مادرش به لشت‌نشا رفت، اما تقویم برای او مسیر دیگری رقم زد.

۱۸ دی‌ماه، رشت حال و هوای دیگری داشت. آذر نصیرپور که به گواه همراهانش لبریز از هیجان و ایستادگی بود، حوالی عصر به خیابان‌های رشت پیوست. او از آن دست زنانی بود که خستگی را نمی‌شناخت؛ در میان دود گاز اشک‌آور، شال می‌سوزاند تا نفس جوان‌ترها باز شود. وقتی صدای تیراندازی بلند شد و هراس بر خیابان سایه انداخت، او عقب ننشست. در پاسخ به اصرار برای بازگشت، کلامش کوتاه و قاطع بود: «اگر بمیریم هم برنمی‌گردیم.»

حوالی ساعت ۹:۳۰ شب در خیابان سعدی، پاییزِ زودهنگامِ انسان‌ها فرا رسید. او در پیشاپیش جمعیت، هدف گلوله قرار گرفت. شریان اصلی پایش شکافته شد، اما تا آخرین نفس برای زندگی جنگید. او که همیشه نگران جوانیِ از دست رفته هم‌نسلان فرزندانش بود، سرانجام در نخستین ساعات ۱۹ دی‌ماه، جانش را فدای آزادی کرد.

او زنی عاشق زندگی، اهل ورزش و لبریز از امید بود. ایستاد چون حق خود و مردمش می‌دانست که محترم زندگی کنند. امروز جای خالی او با خاطره زنی پر شده است که هرگز در برابر ناملایمات سر خم نکرد.


نظرات

پست‌های پرطرفدار