رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

رزیتا؛ مهندسِ آزادی

  برخی نام‌ها بوی تخصص، امید و ایستادگی می‌دهند. رزیتا رخ‌زاده، مهندس مکانیک و فارغ‌التحصیل دانشگاه سراسری گیلان، یکی از همان چهره‌های درخشانی است که آینده‌اش را فدای امروزِ وطن کرد. او که با کوله‌باری از دانش و آرزو قدم در راه گذاشته بود، در روز هجدهم دی‌ماه همراه با خواهرش در منطقه مرزداران تهران، هدف کینه‌ی کسانی قرار گرفت که جز زبان گلوله نمی‌دانند.

نیشابور؛ بهاری که در زمستان شکوفه زد

 


نیشابور، شهری که دیوارهایش بوی تاریخ و ایستادگی می‌دهد، در نوزدهم دی‌ماه ۱۴۰۴ شاهد فاجعه‌ای بود که داغش هرگز سرد نخواهد شد. بهار شادمهری، نوجوان ۱۷ ساله‌ای که شور زندگی در چشمانش موج می‌زد، تنها به جرمِ ثبتِ حقیقت، هدف قساوت قرار گرفت.

او که با گوشی موبایلش می‌خواست صدای مردم شهرش باشد، از پشت سر مورد اصابت گلوله‌ی کین قرار گرفت.

بهار، در آستانه‌ی جوانی، تجسمِ همان امیدهایی بود که استبداد از آن می‌هراسد. او در سرمای دی‌ماه، گرمای حضورش را به خیابان آورد تا بگوید نیشابور، میراث‌دارِ شجاعت است. اما جلادانِ زمانه، بهار را در زمستان هدف گرفتند تا شاید جلوی وزشِ نسیم آزادی را بگیرند. غافل از اینکه بهار یک نام نیست، یک آرمان است. او با ایستادگی‌اش نشان داد که شجاعت سن و سال نمی‌شناسد و در نهایت، جان خود را برای آزادی فدا کرد. امروز، بهار شادمهری در حافظه‌ی جمعیِ ایران، نمادِ حقیقتی است که با گلوله خاموش نمی‌شود؛ چرا که هیچ زمستانی را یارای مقابله با آمدنِ بهار نیست.


نظرات

پست‌های پرطرفدار