رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

حبیب معلمی شلیک از پشتِ سر

  ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، فردیس کرج شاهد جنایتی تکان‌دهنده بود. حبیب معلمی، مهندس مکانیک ۳۳ ساله و از کارکنان شرکت مپنا، در حالی که هدف تک‌تیراندازان قرار گرفت، جان خود را برای آزادی فدا کرد.

خونِ ۱۷ سالگی در کیو

 


نام امیرحسین سکوند، با سرمای استخوان‌سوز ۱۸ دی‌ماه در میدان کیو خرم‌آباد گره خورد؛ نوجوانی که هنوز طعم گسِ هفده‌سالگی را بر لب داشت و کیف مدرسه‌اش لبریز از رویاهایی بود که هرگز به مقصد نرسیدند.

امیرحسین در جریان اعتراضات مردمی، هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی قرار گرفت. انتقال او به بیمارستان، آخرین تلاش برای حفظ شعله‌ای بود که با قساوت هدف گرفته شده بود، اما همان شب، قلب تپنده این دانش‌آموز از حرکت ایستاد.

تراژدی امیرحسین با جان باختن او به پایان نرسید. پیکر نحیف او به مدت چهار روز در راهروهای سردخانه نگاه داشته شد تا در نهایت، تحت فشارهای امنیتی و اخذ تعهدهای سنگین مبنی بر سکوت مطلق و عدم اطلاع‌رسانی، به خانواده‌اش تحویل داده شود.

 در ۲۲ دی‌ماه، خرم‌آباد شاهد تدفین غریبانه‌ی نوجوانی بود که مأموران حتی از انعکاس نام او در فضای مجازی هراس داشتند. امیرحسین سکوند، با تقدیم جان خود، زندگی‌اش را فدای آزادی کرد و امروز نام او نه در گورستان‌های خاموش، بلکه در حافظه جمعی یک شهر به عنوان نماد بی‌گناهی و مقاومت ثبت شده است.


نظرات

پست‌های پرطرفدار