رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

رزیتا؛ مهندسِ آزادی

  برخی نام‌ها بوی تخصص، امید و ایستادگی می‌دهند. رزیتا رخ‌زاده، مهندس مکانیک و فارغ‌التحصیل دانشگاه سراسری گیلان، یکی از همان چهره‌های درخشانی است که آینده‌اش را فدای امروزِ وطن کرد. او که با کوله‌باری از دانش و آرزو قدم در راه گذاشته بود، در روز هجدهم دی‌ماه همراه با خواهرش در منطقه مرزداران تهران، هدف کینه‌ی کسانی قرار گرفت که جز زبان گلوله نمی‌دانند.

محمد زندی؛ شاهرگ آزادی

 


روایت یک سرخ‌جامه؛ از تهران تا آرامستان همدان

برخی نام‌ها در تاریخ یک سرزمین، نه با جوهر، که با خون نگاشته می‌شوند. محمد زندی، متولد ۱۲ بهمن ۱۳۶۴ در همدان و ساکن تهران، یکی از همین نام‌های ماندگار است. مردی ۳۹ ساله، متاهل و پدر دو فرزند که تمام دلبستگی‌های زندگی‌اش را گذاشت و برای آرمانی بزرگ‌تر به خیابان آمد.

در روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، در کوران اعتراضات مردمی، قامت محمد هدف کینه‌ی سرکوبگران قرار گرفت. پیکر او نه تنها با اصابت سه گلوله در هم شکسته بود، بلکه شاهرگش را نیز دریده بودند تا راهی برای بازگشت نماند. خانواده‌ی مستأصل او، سه روز تمام دیوارهای سرد و بی‌رحم کهریزک را به دنبال ردی از او گز کردند، غافل از آنکه عزیزشان پیش از آن پر کشیده بود.

سرانجام، پیکر این قهرمان در حالی به خاک سپرده شد که حتی فرصت نیافتند لباس‌های رزمش را از تنش جدا کنند؛ او با همان لباسی که بوی باروت و غیرت می‌داد در قطعه شهدای همدان آرام گرفت. محمد زندی جان عزیز خود را صادقانه فدای آزادی کرد تا فرزندانش در ایرانی بدون ستم بزرگ شوند. یادش تا ابد در قلب‌های ما زنده است.


نظرات

پست‌های پرطرفدار