رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

محمدجواد؛ فروشِ پیکر به قیمتِ خون

  محمدجواد رحیمیان، مهندس ۳۰ ساله‌ی آی‌تی، تجسم معرفت و ایستادگی در روزهای سخت دی‌ماه ۱۴۰۴ بود. او که علی‌رغم جراحت‌های شدید ناشی از تیرهای ساچمه‌ای در روزهای قبل، باز هم آرام نگرفت، با پیکری زخمی به خیابان آمد تا به قول خودش «فقط به‌خاطر مردم» ایستادگی کند.

عرفان؛ از لاهیجان تا مسلخ اسلامشهر

 


عرفان صفری‌سرشکه، جوانی ۲۳ ساله و پر از امید، نامی است که با واقعه‌ای هولناک در تاریخ اعتراضات دی‌ماه گره خورد. او در روز جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات منطقه اسلامشهر تهران، هدف شلیک مستقیم گلوله‌های جنگی قرار گرفت و از ناحیه پا به شدت مجروح شد.

روایت لحظات پایانی زندگی او، آمیزه‌ای از تلاش برای بقا و قساوت محض است. دوست عرفان پیکر نیمه‌جان او را به درمانگاه رساند، اما به دلیل شدت خونریزی، کادر درمان اعلام کردند که او باید سریعاً به بیمارستان منتقل شود. در حالی که دوستش در تکاپوی یافتن خودرویی برای نجات او بود، نیروهای امنیتی به درمانگاه یورش برده و مجروحان بی‌دفاع را با خود بردند.

فاجعه اصلی صبح روز بعد فاش شد؛ زمانی که پیکرهای بی‌جان مجروحان ربوده شده، به شکلی نمایشی و برای ایجاد رعب و وحشت مقابل درِ همان درمانگاه رها شد. عرفان که اصالتاً اهل روستای «سرشکه» از توابع لاهیجان بود، سرانجام در زادگاهش به خاک سپرده شد. او جان خود را برای آزادی فدا کرد و روایت ربودن او از تخت درمانگاه، سندی بر مظلومیت نسلی است که حتی در آستانه مرگ نیز از امنیت محروم ماندند.


نظرات

پست‌های پرطرفدار