رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

ناصر؛ مرد میدان ایستادگی

  ناصر توکلیان، ۴۰ ساله و قصاب اهل خیابان نیکبخت اصفهان، از آن آدم‌های بامعرفتی بود که همه دوستانش او را به صفت «لوتی» می‌شناختند و بین هم‌محله‌ای‌ها به «ناصر گرازی» شهره بود.

ابوالفضل وحید قزلجه‌میدان کودک ایستادگی

 


ابوالفضل وحید قزلجه‌میدان، نوجوان ۱۳ ساله، از دل رنج و محرومیت برخاست؛ کودکی که به‌جای بازی‌های کودکانه، بار زندگی را بر دوش کشید و در یک کفاشی، نان خانواده را تأمین می‌کرد. اما سرنوشت او تنها به کار و تلاش ختم نشد؛ او به صف مردمی پیوست که برای آزادی، در برابر ظلم ایستاده بودند.

پنج‌شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، در محله نازی‌آباد تهران، صدای گلوله‌ها سکوت کوچه‌ها را درید. نیروهای مسلح رژیم، بی‌رحمانه سلاح خود را به سوی مردمی بی‌دفاع نشانه رفتند و گلوله‌ای به سمت چپ گردن این نوجوان شلیک شد. ابوالفضل بر زمین افتاد، اما هنوز نبضش می‌تپید؛ گویی قلبش نمی‌خواست به این آسانی از تپیدن برای آزادی بازایستد.

دو تن از معترضان، با شجاعتی بی‌نظیر، او را بر موتورسیکلت نشاندند و به بیمارستان مفرح در یاخچی‌آباد رساندند. تلاش برای نجاتش آغاز شد؛ پزشکان جنگیدند، اما زخم عمیق‌تر از آن بود که التیام یابد. ابوالفضل، این نوجوان راه آزادی، پرکشید و نامش در تاریخ مقاومت ثبت شد.

پیکرش را با سختی و فشار به خانواده تحویل دادند؛ گویی حتی از جسم بی‌جان او نیز هراس داشتند. شامگاه شنبه ۲۰ دی، در قطعه ۳۰۷ بهشت‌زهرا، در کنار مزار مادرش، آرام گرفت؛ اما داستان او آرام نگرفت، بلکه به فریادی در دل جامعه بدل شد.

ابوالفضل، تنها یک نوجوان نبود؛ او نماد نسلی است که با دستان خالی اما قلبی سرشار از شجاعت، در برابر استبداد ایستاده‌اند.


نظرات

پست‌های پرطرفدار