پست ویژه

محمدجواد؛ فروشِ پیکر به قیمتِ خون

 


محمدجواد رحیمیان، مهندس ۳۰ ساله‌ی آی‌تی، تجسم معرفت و ایستادگی در روزهای سخت دی‌ماه ۱۴۰۴ بود. او که علی‌رغم جراحت‌های شدید ناشی از تیرهای ساچمه‌ای در روزهای قبل، باز هم آرام نگرفت، با پیکری زخمی به خیابان آمد تا به قول خودش «فقط به‌خاطر مردم» ایستادگی کند.

در شب خونین ۱۹ دی، در چهارراه حافظ زرافشان اسلامشهر، محمدجواد نه برای جنگ، که برای حفاظت آمده بود. او مدام خود را سپر دختران و زنان معترض می‌کرد تا گلوله‌ها به آن‌ها اصابت نکند. اما شقاوت نیروهای سرکوب مرزی نمی‌شناخت؛ از فاصله‌ی یک متری مستقیماً به قلب او شلیک کردند. آخرین جمله‌ی او پیش از وداع با زندگی این بود: «قلبم می‌سوزد.»

تراژدی پس از شهادت او نیز ادامه داشت. پیکر او پس از سه روز، تنها با تودیع سه سند ملک و پرداخت مبلغ ۱۲۰ میلیون تومان به عنوان «پول تیر» تحویل داده شد. مراسم خاکسپاری او تحت تدابیر شدید امنیتی و تنها در ۳۰ دقیقه در قطعه ۲۷ دارالسلام اسلامشهر برگزار شد؛ قطعه‌ای که دور از محوطه اصلی و مخصوص کسانی ساخته شده که جان خود را برای آزادی فدا کردند. محمدجواد رفت، اما یاد مهندسی که قلبش را سپر بلای دیگران کرد، هرگز از حافظه اسلامشهر پاک نخواهد شد.


نظرات

پست‌های پرطرفدار