رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

حبیب معلمی شلیک از پشتِ سر

  ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، فردیس کرج شاهد جنایتی تکان‌دهنده بود. حبیب معلمی، مهندس مکانیک ۳۳ ساله و از کارکنان شرکت مپنا، در حالی که هدف تک‌تیراندازان قرار گرفت، جان خود را برای آزادی فدا کرد.

پرواز ناتمام در شهرضا

 


دی‌ماه ۱۴۰۴ برای خانواده باغستانی و مردم شهرضا، با طعم خون و باروت همراه شد. امیرعباس، جوانی ۱۸ ساله که در آستانه دریافت دیپلم و آغاز فصل جدیدی از زندگی‌اش بود، در محدوده فلکه مرکزی به سمت شهرداری هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی قرار گرفت.

گلوله، رگ حیاتی او را در ناحیه ران هدف قرار داد؛ جراحتی که حتی عمل جراحی در بیمارستان امیرالمؤمنین شهرضا و اعزام اورژانسی به بیمارستان الزهرای اصفهان هم نتوانست بر آن مرهم بگذارد. امیرعباس پس از یک هفته مقاومت در وضعیت بیهوشی، در ۲۵ دی‌ماه جان خود را برای آزادی فدا کرد.

پیکر او در میان تدابیر شدید امنیتی و در فضایی که حتی اجازه چاپ اعلامیه یا انتشار عکسش داده نمی‌شد، به خاک سپرده شد. مراسمی «بسیار بی‌صدا» که تحت نظارت نیروهای لباس‌شخصی برگزار شد تا صدای مظلومیت این جوان دیپلمه در گلو خفه شود. اما حقیقت، فراتر از دیوارهای امنیتی، راه خود را باز خواهد کرد.


نظرات

پست‌های پرطرفدار