رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

علیرضا؛ قله‌ی شجاعت

  علیرضا نجاری، مردی ۴۲ ساله، ورزشکار و دلبسته‌ی طبیعت، کسی بود که روحش با بلندی کوه‌ها و وسعت دشت‌ها گره خورده بود. او که رسم ایستادگی را از صخره‌ها آموخته بود، در روز ۲۰ دی‌ماه ۱۴۰۴، در میانه تظاهرات تهران، نشان داد که قهرمانی تنها در میادین ورزشی نیست.

رضا نجاری نشانه در افسریه

 


رضا نجاری، ۳۴ ساله، مردی بود که اهالی افسریه او را با فروشگاه آرایشی و بهداشتی‌اش می‌شناختند؛ کسی که سهمش از زندگی، تلاش برای معیشت و ساختنِ دنیایی زیباتر بود.

اما در شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، وقتی خیابان‌های تهران به تپش افتاد، رضا آراستگیِ مغازه‌اش را رها کرد تا برای آراستنِ وطن به جامه «آزادی» قدم به میدان بگذارد.

تراژدیِ رضا در شلیک مستقیم خلاصه نشد؛ او هدف کینه‌ی یک تک‌تیرانداز قرار گرفت، تیراندازی که از دوردست، قلبِ تپنده‌ی یک کاسبِ ساده را نشانه رفت. اما دردِ جانکاه‌تر پس از شهادت او نمایان شد؛ آنجا که پیکر بی‌جانش را به ابزاری برای معامله تبدیل کردند. خانواده‌ی نجاری برای بازپس‌گیری پیکر عزیزشان، ناچار به پرداخت مبلغ سنگین یک میلیارد تومان شدند؛ بهایی گزاف برای تحویل گرفتنِ پدری، پسری یا برادری که ناجوانمردانه از آن‌ها گرفته شده بود. رضا با خونِ خود، سندِ حقانیتِ نسلی را امضا کرد که دیگر نمی‌خواهد در سایه زندگی کند. او جانش را فدای راه آزادی کرد و حالا نامش در افسریه، نه به عنوان یک فروشنده، بلکه به عنوان نمادِ ایستادگیِ طبقه‌ی زحمت‌کش ایران جاودانه شده است.


نظرات

پست‌های پرطرفدار