برخی فداکاریها در سکوت آغاز میشوند اما پژواکشان تمام شهر را فرامیگیرد. سارا ابراهیمی، زنی ۴۵ ساله و متخصص در حوزه خدمات پوست و زیبایی، یکی از همین چهرههای مصمم بود که زندگی آرام و حرفهای خود را با آرمان بزرگتری گره زد.
داستان یلدا محمدخانی، حکایت دختری است که در ۱۶ سالگی، زمانی که باید به آرزوهای دور و درازش فکر میکرد، در نبردی نابرابر چهره در نقاب خاک کشید.
او که متولد مردادماه بود، در نوزدهم دیماه ۱۴۰۴ در فردیس کرج، هدف شلیک مستقیم قرار گرفت و جان سپرد. یلدا در لحظات آخر، در حالی که از شدت جراحات بر خود میپیچید، در آغوش والدینش برای همیشه آرام گرفت.
او جان خود را در راه آزادی فدا کرد تا نامش نه فقط به عنوان یک قربانی، بلکه به عنوان نمادی از یک نسل شجاع در تاریخ ثبت شود؛ نسلی که با خون خود، مسیر تازهای را برای آیندگان ترسیم کرد. مزار او در ماهشهر کرج، حالا یادآور روحی است که هرگز تسلیم نشد.
نظرات
ارسال یک نظر