رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

علیرضا؛ قله‌ی شجاعت

  علیرضا نجاری، مردی ۴۲ ساله، ورزشکار و دلبسته‌ی طبیعت، کسی بود که روحش با بلندی کوه‌ها و وسعت دشت‌ها گره خورده بود. او که رسم ایستادگی را از صخره‌ها آموخته بود، در روز ۲۰ دی‌ماه ۱۴۰۴، در میانه تظاهرات تهران، نشان داد که قهرمانی تنها در میادین ورزشی نیست.

سمیه قبادی؛ آخرین درزِ آزادی

 


سمیه قبادی، زنی ۳۹ ساله و کارگری زحمت‌کش در یک کارگاه خیاطی، زنی بود که نانِ بازویش را با شرافت گره می‌زد. او که تمام روز را به دوختن و آراستنِ جامه‌ی دیگران گذرانده بود، هرگز تصور نمی‌کرد که مسیر بازگشت از محل کار به خانه در منطقه نازی‌آباد تهران، به معراجِ ابدی او بدل شود.

در شامگاه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، در حالی که نازی‌آباد زیر چکمه‌های سرکوب و فریادهای حق‌طلبی می‌لرزید، سمیه نه با پارچه و نخ، بلکه با سربِ داغِ مأموران حکومتی مواجه شد.

شلیک بی‌رحمانه‌ای که جانِ این زنِ کارگر را گرفت، خطِ پایانی بود بر آرزوهای ساده و انسانی او. سمیه که تنها جرمش عبور از خیابان‌های شهرش بود، جان خود را برای آزادی فدا کرد تا گواهی باشد بر مظلومیت طبقه‌ای که حتی در مسیر نان، امنیت ندارند. پیکر بی‌جان او از هیاهوی تهران به آرامشِ خاکِ زادگاهش، اسدآباد همدان، منتقل شد تا در آغوش کوه‌های غرب آرام بگیرد. سمیه قبادی حالا نامی است که بر تار و پود تاریخ مقاومت این سرزمین دوخته شده؛ زنی که با خونِ خویش، پیوندِ ناگسستنیِ کار و آزادی را امضا کرد.


نظرات

پست‌های پرطرفدار