رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

سارا ابراهیمی سقوطِ ستاره‌ی نازی‌آباد

  برخی فداکاری‌ها در سکوت آغاز می‌شوند اما پژواکشان تمام شهر را فرامی‌گیرد. سارا ابراهیمی، زنی ۴۵ ساله و متخصص در حوزه خدمات پوست و زیبایی، یکی از همین چهره‌های مصمم بود که زندگی آرام و حرفه‌ای خود را با آرمان بزرگتری گره زد.

بیژن ابراهیمی؛ آخرین ایستگاه آزادی

 


بیژن ابراهیمی، مردی که روزهایش را در آرامش یک کارگاه کوچک پرورش قارچ در اسفراین سپری می‌کرد، هرگز تصور نمی‌کرد که هجدهم دی‌ماه ۱۴۰۴، آخرین ایستگاه زندگی او باشد. او پدر خانواده‌ای بود که تمام عشقش را نثار فرزند خردسالش می‌کرد، اما در جریان اعتراضات مردمی خراسان شمالی، هدف شلیک مستقیم گلوله‌های جنگی قرار گرفت و جان خود را در راه آزادی فدا کرد.

 پیکر او در حالی به خانواده‌اش بازگشت که حتی برای برگزاری یک مراسم سوگواری ساده نیز تحت فشارهای شدید امنیتی قرار داشتند. بیژن رفت، اما جای خالی او در آن کارگاه کوچک و در آغوش فرزندش، حالا به نمادی از ایستادگی تبدیل شده است؛ نمادی که نشان می‌دهد حتی ساده‌ترین آدم‌ها هم برای حق خود، از عزیزترین دارایی‌شان یعنی جان، می‌گذرند.


نظرات

پست‌های پرطرفدار