رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

ناصر؛ مرد میدان ایستادگی

  ناصر توکلیان، ۴۰ ساله و قصاب اهل خیابان نیکبخت اصفهان، از آن آدم‌های بامعرفتی بود که همه دوستانش او را به صفت «لوتی» می‌شناختند و بین هم‌محله‌ای‌ها به «ناصر گرازی» شهره بود.

یسنا اسکندری؛ قلمویی که با خون سرخ شد

 


او نه اهل فریاد بود و نه هیاهو؛ یسنا اسکندری، وکیل ۴۴ ساله‌ای که منطق قانون را می‌شناخت و با ظرافتِ نقاشی، دنیایی زیباتر را بر بوم می‌کشید، تنها یک جرم داشت ایستادن در خیابانی که متعلق به مردم بود.

در ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، در میانه تپش‌های آریاشهر، گلوله‌های جهل و استبداد، قلبی را نشانه رفتند که برادرش او را «انسانی آرام و بی‌ازار» توصیف می‌کند.

یسنا که تمام عمر به دنبال آرامش بود، در نهایت به آرامشی ابدی پیوست؛ اما نه آن‌گونه که خود می‌خواست، بلکه به دست مزدورانی که تابِ دیدنِ آرامش و وقار یک زنِ آزاده را نداشتند. او که عمری برای حقِ دیگران در دادگاه‌ها جنگیده بود، در نهایت جان خود را برای آزادی فدا کرد. حالا نام او، نه در صفحات پرونده‌های حقوقی، بلکه در تار و پود تاریخِ بیداری یک ملت حک شده است. آریاشهر هرگز طنین آن شلیک شوم و پرواز زنی که رنگ را بر بوم و جان را بر کف داشت، فراموش نخواهد کرد.


نظرات

پست‌های پرطرفدار