رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

علیرضا؛ قله‌ی شجاعت

  علیرضا نجاری، مردی ۴۲ ساله، ورزشکار و دلبسته‌ی طبیعت، کسی بود که روحش با بلندی کوه‌ها و وسعت دشت‌ها گره خورده بود. او که رسم ایستادگی را از صخره‌ها آموخته بود، در روز ۲۰ دی‌ماه ۱۴۰۴، در میانه تظاهرات تهران، نشان داد که قهرمانی تنها در میادین ورزشی نیست.

امیرحسین کرمانی نوزدهِ ناتمام

 


نوزده سالگی سنی نیست که در آن دفتر زندگی بسته شود؛ نوزده سالگی فصلِ دویدن، رویا ساختن و قد کشیدن است. اما برای امیرحسین کرمانی، نوزدهم دی‌ماه، خط پایانِ تمامِ آرزوهای شخصی و آغازِ یک حماسه‌ی جمعی شد.

این جوانِ اهل حبیب‌آباد اصفهان، در روزی که آسمان شهر زیر سایه‌ی سنگین اعتراضات بود، نه برای تماشا، که برای فریاد زدنِ حقِ زیستن به میدان آمد.

امیرحسین در اوجِ جوانی، میانِ دوراهیِ سکوتِ عافیت‌طلبانه و طنینِ مطالبه‌گری، مسیرِ سخت‌تر را برگزید. او که فرزندِ خاکِ غیرت‌خیزِ اصفهان بود، در نبردی نابرابر جانش را از دست داد تا به هم‌نسلانش ثابت کند که کرامت، قیمتِ گرانی دارد. تراژدیِ از دست دادنِ او، تنها داغی بر دلِ خانواده‌اش نبود، بلکه زخمی بر پیکره‌ی شهری شد که شاهد پرپر شدنِ یکی از جوان‌ترین فرزندانش بود. او جانش را فدای راه آزادی کرد و حالا نامش، نه به عنوان یک قربانی، بلکه به عنوانِ وجدانِ بیدارِ یک نسل، در حافظه‌ی تاریخی ما حک شده است. حبیب‌آباد حالا دیگر فقط یک نقطه روی نقشه نیست؛ مزارِ جوانی است که نوزده سالگی‌اش را وثیقه‌ی فردای ما کرد.


نظرات

پست‌های پرطرفدار