رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

مشکین‌دشت؛ گلویِ دریده آزادی

  میلاد گچلو، مردی ۳۹ ساله و زحمتکش از تبار کردستان و ساکن مشکین‌دشت کرج بود. او که به‌عنوان لوله‌کش گاز فعالیت می‌کرد و نان بازوی خویش را می‌خورد، در شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، نتوانست در برابر ستم سکوت کند و به صفوف معترضان در کرج پیوست.

لاهیجان؛ پروانه‌ای در خون

 


زنی از جنس نور و ایستادگی

پروانه خجندی‌راد، زنی هنرمند و مدیر یک سالن زیبایی در شهر لاهیجان، تجسمی از شور زندگی و اراده بود. او که در خرداد ۱۳۵۴ متولد شده بود، در شامگاه ۱۸ دی‌ماه، نه برای آرایش چهره‌ها، که برای پیرایش چهره میهن از ستم، به خیابان آمد.

پروانه به همراه دو دختر جوانش در تجمع اعتراضی لاهیجان شرکت کرد تا درس شجاعت را در میدان عمل به فرزندانش بیاموزد.


جنایتی در برابر دیدگان فرزندان

لحظه هولناک زمانی رقم خورد که نیروهای سرکوبگر، با شلیک مستقیم گلوله جنگی، سرِ این مادر فداکار را هدف قرار دادند. پروانه در مقابل چشمان بهت‌زده و لرزان دخترانش به زمین افتاد و جان خود را در راه آزادی فدا کرد. شلیک به زنی که تنها سلاحش فریاد حق‌طلبی بود، نشان از هراس عمیق استبداد از بیداری زنان ایران دارد. پیکر پاک او در آرامستان آقا سید مرتضی لاهیجان به خاک سپرده شد، اما یاد او به عنوان نماد مادری مبارز، در سینه تک‌تک مردم گیلان و ایران حک گشت. او پر کشید تا دخترانش و تمامی فرزندان این مرز و بوم، در فردایی بدون گلوله نفس بکشند.


نظرات

پست‌های پرطرفدار