رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

قلب تپنده فردیس: ابوالفضل یغموری

  ابوالفضل یغموری، نوجوان ۱۷ ساله‌ای که تازه قدم در دنیای موسیقی رپ گذاشته بود تا صدای اعتراض و دغدغه‌های نسل خود باشد، در جمعه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ به ضرب گلوله خاموش شد.

صورتِ خونی؛ بهایِ بیداریِ شهریار

 


جمعه، نوزدهم دی‌ماه ۱۴۰۴، برای حمیدرضا یاری، جوان ۲۳ ساله‌ی اهل کوهدشت لرستان که در تکاپوی زندگی در پایتخت به شغل پخش مواد شوینده مشغول بود، طور دیگری رقم خورد.

در هیاهوی اعتراضات شهریار، جایی که فریادها برای حق‌طلبی بلند بود، گلوله‌ای جنگی مستقیماً صورت او را هدف گرفت تا نه تنها یک زندگی، بلکه لبخند جوانی را در آستانه‌ی زیباترین سال‌های عمرش از او برباید.

حمیدرضا که ساکن تهران بود، پس از یک شب بی‌خبریِ کشنده، سرانجام در مرکز پزشکی قانونی کهریزک توسط خانواده‌اش شناسایی شد. پیکر او را به زادگاهش، کوهدشت، بازگرداندند تا در آغوش خاک لکستان آرام بگیرد؛ اما سناریوی تلخ‌تر پس از خاکسپاری آغاز شد. ماموران با وقاحتی تمام، با خانواده‌ی داغدار تماس گرفته و با وعده‌ی «کمک مالی» پیشنهاد دادند که حمیدرضا را به‌عنوان «شهیدِ نظام» معرفی کنند؛ پیشنهادی که توهین به خونِ ریخته شده و آرمان‌های این جوان بود.

او برای آزادی جان خود را فدا کرد و اجازه نداد نامش با معامله‌های کثیف آلوده شود. حمیدرضا یاری حالا نه یک نام در لیست آمارهای رسمی، بلکه زخمی عمیق بر چهره‌ی شهریار و افتخاری برای کوهدشت است. صورتِ غرق در خون او، سندی است بر شجاعت نسلی که میان نان و آزادی، دومی را با بهای جان برگزید.


نظرات

پست‌های پرطرفدار