رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

سعید، شهید ۱۸ دی اسلامشهر

  در جریان اعتراضات سراسری ۱۸ دی‌ماه، یکی از جان‌باختگان این اعتراضات، جوانی ۳۷ ساله به نام سعید حیدری سزنقی بود؛ جوانی پرشور، پرانرژی و مهربان که به گفته نزدیکانش همیشه تلاش می‌کرد گرهی از مشکلات دیگران باز کند.

فائزه؛ فریادی که مصادره نمی‌شود

 


۱۸ دی‌ماه برای ساری، تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ یادآور لحظه‌ای است که میدان شهدا، شاهدِ یکی از پاک‌ترین فداکاری‌های این نسل بود. معصومه (فائزه) علی‌آبادی، زنی متولد اسفند ۶۵، با اراده‌ای پولادین و به اصرار خود، پا به خیابان گذاشت تا بخشی از رود خروشان انقلاب ملی ایران باشد.

او نه برای آشوب، که برای بازپس‌گیری کرامت انسانی‌اش آمده بود.

اما پاسخِ استبداد، گلوله‌ی تک‌تیراندازی بود که از پشت‌بام بانک صادرات، زندگی او را در مقابل چشمان همسرش متوقف کرد. فائزه جانش را فدای آزادی کرد، اما تراژدی به همین‌جا ختم نشد. پیکر او به گروگان گرفته شد تا خانواده تحت فشار و تهدید، به روایتی دروغین تن بدهند؛ روایتی که می‌خواست مقتول را در صفِ قاتلان جا بزند.

حمله به حریم خصوصی خانواده، تولید مستندهای سفارشی و بدون هماهنگی توسط صداوسیما، و فشارهای امنیتی مداوم، همگی نشان از ترسِ رژیم از حقیقت دارد. آن‌ها می‌خواهند نام شهیدان  ما را مصادره کنند و از خونِ آن‌ها برای بقای خود اعتبار بخرند. اما حقیقت، مانند خونِ جاری شده بر آسفالتِ میدان شهدا، پاک‌شدنی نیست. فائزه علی‌آبادی، شهیدِ راهِ آزادی است و روایتِ او نه در سناریوهای حکومتی، بلکه در حافظه‌ی جمعی یک ملتِ بیدار، به درستی ثبت شده است. ما اجازه نمی‌دهیم قاتل، جای مقتول را در تاریخ بگیرد.


نظرات

پست‌های پرطرفدار