امیر قمی، جوان ۳۴ سالهای که با هزاران امید و آرزو در آستانه آغاز زندگی مشترک و ازدواج بود، در روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ به صف معترضان خیابان «بیات» در شهرری پیوست. او که به شغل آزاد مشغول بود، در جریان این اعتراضات با اصابت مستقیم گلوله نیروهای مسلح به پهلویش، جان خود را در راه آزادی فدا کرد.
اکبر حمزهحسینی، قهرمان و مربی ۲۸ سالهی رشتهی رزمی نینجوتسو، جوانی که زندگیاش با انضباط، قدرت و عشق گره خورده بود، در سحرگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ به دست مزدوران استبداد جاودانه شد.
اکبر که پیش از این در جریان قیام ۱۴۰۱ نیز طعم بازداشت و زندان را چشیده بود، نشان داد که روح یک قهرمان واقعی هرگز در بند نمیماند. او بار دیگر در «چهارراه آبرسانی» فردیس کرج، در کنار مردمش ایستاد و سینه در برابر گلولهی مامورانی سپر کرد که جز زبان داغِ سرب، چیزی نمیشناسند.
تراژدی اکبر جایی عمیقتر میشود که بدانیم او به تازگی نامزد کرده بود و در آستانهی آغاز زندگی مشترک خود قرار داشت. او از تمام رویاهای شخصی، از عشق و از خانهای که بنا کرده بود گذشت تا خانهی بزرگتری به نام «وطن» را از چنگال تاریکی نجات دهد. پیکر این مبارز لرستانی، به زادگاهش در کوهدشت منتقل شد تا در آغوش سرد خاک لرستان آرام بگیرد؛ خاکی که قرنهاست گهوارهی دلیران بوده است. اکبر حمزهحسینی با ایستادگیاش ثابت کرد که هنرهای رزمی نه برای مدال، بلکه برای دفاع از مظلوم در برابر ستمگر است. او تا آخرین نفس بر سر پیمان خود ایستاد و برای آزادی جان سپرد.
نظرات
ارسال یک نظر