ریحانه؛ فریادِ سرخِ آزادی
ریحانه قدسی، دختر ۲۲ سالهای که در اوج جوانی و آرزو بود، در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ به یکی از چهرههای ماندگار حقطلبی در قزوین تبدیل شد. حوالی ساعت ۲۱، زمانی که خیابانهای شهر شاهد حضور معترضان بود، ریحانه هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای مسلح قرار گرفت.
تراژدی ریحانه زمانی عمیقتر میشود که به کلمات پرسوز خواهرش در شبکههای اجتماعی نگاه میکنیم؛ او با اندوهی جانکاه خطاب به ریحانه نوشته است: «کسی چه میفهمد، جای تیری که تو خوردی توی سینه من چه دردی دارد.» این جمله نشاندهنده پیوندی است که حتی گلوله هم نتوانست آن را از هم بگسلد. ریحانه با شجاعتی ستودنی در برابر ظلم ایستاد و در راه باوری که به فرداهای روشن داشت، جانش را فدای آزادی کرد. نام او در تاریخ قزوین به عنوان نمادی از معصومیت و ایستادگی ثبت شد؛ دختری که خون پاکش گواهی بر حقانیت یک نسل است.

نظرات
ارسال یک نظر