پست ویژه
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
امیرمحمد حاتمی؛ آرزوهایی که به خون نشست
امیرمحمد حاتمی، جوان ۱۸ سالهای که تمام دنیایش در دستان پینهبستهی شاگرد مکانیکی و آرزوی داشتن یک مغازه کوچک خلاصه میشد، در شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در شاهینشهر اصفهان، مسیری متفاوت را برگزید. او که نانآور و کمکخرج مادر و خواهرش بود، آن شب نه برای خود، که برای آیندهای روشنتر به خیابان آمد.
۲۰ روز سکوت و بیخبری مطلق، سهم خانوادهای بود که وجب به وجب شهر را برای یافتن ردی از عزیزشان زیر پا گذاشتند، اما با درهای بسته و سکوت مواجه شدند. سرانجام تماس تلخی، پایان این انتظار جانکاه را رقم زد؛ پیکر بیجان امیرمحمد در «باغ رضوان» اصفهان بود. شواهد نشان میداد که جانیان به همان زخم پای او اکتفا نکرده بودند. امیرمحمد پس از بازداشت، با شلیک «تیر خلاص» از فاصله نزدیک به چشم راستش، به شهادت رسیده بود. او رفت تا چشمانش گواهی بر جنایتی باشد که آرزوهای یک جوان زحمتکش را زیر خاک دفن کرد. پیکر او در ۹ بهمنماه در روستای «گلوگرد» به خاک سپرده شد، اما یاد او به عنوان ستارهای که جانش را برای آزادی فدا کرد، هرگز خاموش نخواهد شد.
پستهای پرطرفدار
آیسان معدنپسند، اولین قربانی تبریز
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
آرشام ابراهیمی؛ جوانی که ۲۵ آبان خانه نرسید
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها

نظرات
ارسال یک نظر