پست ویژه

گلوله‌ای در گلوی پارسا رحمتی

 


پارسا رحمتی، جوان ۱۹ ساله‌ای که تنها ۲۰ روز با جشن تولد ۲۰ سالگی‌اش فاصله داشت، در شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ به یکی دیگر از مظلوم‌ترین چهره‌های محله فلاح تبدیل شد. پارسا دانشجوی مدیریت بازرگانی بود، اما برای آنکه تکیه‌گاهی برای خانواده‌اش باشد، خستگی نمی‌شناخت؛ او روزها به یادگیری فن نجاری مشغول بود و شب‌ها به عنوان باریستا در یک کافه کار می‌کرد تا رویای ساختن کارگاه شخصی‌اش را محقق کند.

آن شب، پارسا نه برای جنگ، که برای دیداری دوستانه از خانه خارج شد، اما در حوالی میدان «گلچین»، هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی از پشت سر به ناحیه گلو قرار گرفت. او غریبانه در یکی از کوچه‌های محله فلاح، در خون خود غلتید و یک ساعت همان‌جا ماند تا پدری با پیکر بی‌جان تنها پسرش مواجه شود.

تراژدی پارسا پس از مرگش با اخاذی ۳۵۰ میلیون تومانی برای تحویل پیکر و فشارهای امنیتی برای «شهید» نامیدن او یا اعلام «تصادف» ادامه یافت. خانواده‌ای که زیر بار این ننگ نرفتند، مجبور شدند جگرگوشه‌شان را در سکوتی تحمیلی و مراسمی محدود به خاک بسپارند. پارسا که جوانی شوخ‌طبع و مسئولیت‌پذیر بود، حالا جای خالی‌اش در خانه و کافه، فریادی است که خاموش نمی‌شود. یاد او که برای آزادی و نان می‌دوید، در تاریخ محله فلاح جاودانه خواهد ماند.


نظرات

پست‌های پرطرفدار