رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

امیر جلینی پیکار برای آزادی

  امیر جلینی، مهندس معمار ۳۹ ساله‌ای که روزهایش را با طراحی و مدیریت منابع انسانی می‌گذراند، در میان هیاهوی اعتراضات ۱۸ دی‌ماه در تهرانپارس ناپدید شد. خانواده او یک هفته تمام، میان بازداشتگاه‌ها به دنبال کورسویی از امید بودند، غافل از آنکه تقدیر امیر در سکوت سرد پزشکی قانونی کهریزک رقم خورده است.

امید رستمی؛ پدری که ستاره شد

 


امید رستمی، مرد ۴۰ ساله‌ای که تمام دنیایش در چشمان دو دختر ۴ و ۷ ساله‌اش خلاصه می‌شد، در سحرگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ به دست دژخیمان استبداد جاودانه شد. امید که به‌عنوان نگهبان در روزنامه اطلاعات روزگار می‌گذراند، آن شب نه برای فریاد، بلکه برای انجام مقدس‌ترین وظیفه‌ی یک پدر یعنی تهیه داروی فرزند بیمارش به خیابان رفته بود.

او در فلکه سوم خزانه بخارایی، درست در لحظه‌ای که با داروی دخترش از داروخانه خارج می‌شد، هدف شلیک مستقیم مأموران جنایتکار قرار گرفت.

شلیک به سینه‌ی امید، تنها قلب یک پدر را نشکافت؛ بلکه امیدهای یک خانواده و آینده‌ی دو کودک خردسال را نشانه رفت. او که نگران سلامتی دخترش بود، خود در دم جان باخت تا داروهایی که در دست داشت، به نماد مظلومیت ابدی‌اش تبدیل شوند. پیکر بی‌جان او در حالی بر سنگفرش‌های خزانه افتاد که تمام جرمش، حضور در شهری بود که پاسخ نیاز به دارو و آزادی را با سرب گداخته می‌دهد. امید رستمی از میان ما رفت، اما روایت مظلومیت او و آن کیسه‌ی داروی خونین، داغی است که هرگز از پیشانی عاملان این جنایت پاک نخواهد شد. او پدری فداکار بود که در راه زندگی و برای آزادی جان سپرد.


نظرات

پست‌های پرطرفدار