امیر قمی، جوان ۳۴ سالهای که با هزاران امید و آرزو در آستانه آغاز زندگی مشترک و ازدواج بود، در روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ به صف معترضان خیابان «بیات» در شهرری پیوست. او که به شغل آزاد مشغول بود، در جریان این اعتراضات با اصابت مستقیم گلوله نیروهای مسلح به پهلویش، جان خود را در راه آزادی فدا کرد.
امیر جلینی، مهندس معمار ۳۹ سالهای که روزهایش را با طراحی و مدیریت منابع انسانی میگذراند، در میان هیاهوی اعتراضات ۱۸ دیماه در تهرانپارس ناپدید شد. خانواده او یک هفته تمام، میان بازداشتگاهها به دنبال کورسویی از امید بودند، غافل از آنکه تقدیر امیر در سکوت سرد پزشکی قانونی کهریزک رقم خورده است.
او که آرزوهایش را در خطوط معماری ترسیم میکرد، جان خود را در راه آزادی فدا کرد.
پیکر امیر در حالی به خانوادهاش تحویل داده شد که آثار گلوله بر پهلو و سینهاش گواهی بر آخرین لحظات ایستادگیاش بود؛ تلختر آنکه خانواده برای بازپسگیری پیکر فرزندشان ناچار به پرداخت وجه به حکومت شدند. سرانجام در ۲۴ دیماه، مهندسی که قرار بود آینده را بسازد، در آغوش خاک آرام گرفت تا نامش به عنوان بخشی از حافظه تاریخی این سرزمین باقی بماند.
نظرات
ارسال یک نظر