بهروز بیگدلی؛ آخرین سفر
بهروز بیگدلی، جوان ۳۲ساله از ایل قشقایی و اهل درچه اصفهان، زندگی خود را با عشق به طبیعت، سفر و ماجراجویی پیوند زده بود.
مرگ گاهی درست در جایی که انتظارش را ندارید، پشت درِ خانه و در امنترین نقطه شهر به سراغتان میآید. سیما موسوی، زن ۳۷ سالهای که زندگیاش سرشار از شور و رویا بود، در روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، هرگز گمان نمیکرد که پارکینگ خانهاش در کرج، صحنه آخرین نفسهایش باشد.
او به همراه دوستش، در حالی که در زندگی روزمره خود غرق بودند و قصد داشتند سوار بر آسانسور به مقصدشان بروند، با هجوم ناگهانی نیروهایی مواجه شدند که امان ندادند.در فضایی که باید مأمن و پناه شهروندان باشد، شلیک گلولهها سکوت پارکینگ را شکست و سیما در میان بهت و ناباوری، جان خود را برای آزادی فدا کرد. این واقعه تلخ، نه تنها یک زندگی را در اوج جوانی به یغما برد، بلکه پرسشهای عمیقی را در ذهنها ایجاد کرد؛ اینکه چگونه یک مسیر کوتاه تا آسانسور میتواند به مسیری بیبازگشت تبدیل شود؟ روایت سیما، روایتِ معصومیتی است که در آستانهی خانه، قربانی خشونتی عریان شد.
نظرات
ارسال یک نظر