امیرعباس جعفریزاده فرزند ایلام، فداییِ کرج
داستان امیرعباس جعفریزاده، روایت جوانی ۳۵ ساله است که فرسنگها دورتر از زادگاهش، در جستجوی زندگی و آزادی، سرنوشتی سرخ را در خیابانهای کرج رقم زد.
محمد، دانشجوی ۲۱ سالهی رشته اقتصاد، جوانی بود که اگرچه از نظر مالی مشکلی نداشت، اما قلبش برای سفرههای خالی مردم میتپید. او دغدغه معیشت جامعه را داشت و نتوانست در برابر سختیهای مردم سکوت کند.
محمد با همان نگاه تخصصیاش به اقتصاد، رسالتی فراتر از کتابهای درسی برای خود قائل بود.
او خون خود را رنگینتر از دیگران ندید و برای حقِ هموطنانش به تظاهرات پیوست که متأسفانه با اصابت تیر جنگی به ناحیه سر، جان عزیزش را فدای میهن کرد.
به دلیل فشارهای شدید و شرایط امنیتی، خانواده او امکان اطلاعرسانی نداشتند و اکنون ما، یاران او، اجازه نمیدهیم نامش در غبار سکوت فراموش شود. محمد عبدی تنها یک دانشجو نبود؛ او نماد شعور و شرفِ نسل جوان مشهد است.
نظرات
ارسال یک نظر