نوزده سالگی در اراک به خون نشست
ابوالفضل اسکندری، جوان ۱۹ سالهای که اصالتاً آذربایجانی و اهل خلخال بود، در روز پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات مردمی در شهر اراک، با شلیک مستقیم گلوله جنگی از سوی مأموران حکومت جان باخت.
محمدرضا صاعدی، دانشجوی ۲۰ ساله و متخصص تراشکاری، فرزند مشهد، در وقایع ۱۸ دیماه با اصابت تیر جنگی به پهلو به شهادت رسید. او پیش از رفتن، در پیامی کوتاه اما ماندگار برای مادرش نوشت: «رفتم، خوبی و بدی دیدی حلال کن؛ برای وطن، برای خانواده.»
خانواده او ۱۸ روز تمام وجببهوجب مشهد را در جستوجوی او بودند؛ روزهایی جانکاه که میان سردخانه بیمارستان امام رضا و راهروهای بیپاسخ گذشت. سرانجام پیکر این دانشجوی تراشکار در بهشت رضا پیدا شد. داغ محمدرضا چنان سنگین بود که پدر تا دو روز توان پذیرش این فاجعه را نداشت. او رفت تا به قولی که برای وطن و خانواده داده بود، با خون خود عمل کند.
نظرات
ارسال یک نظر