امیرحسین صادقی؛ قلبِ تپنده عظیمیه
امیرحسین صادقی، جوان ۲۳ سالهای که با پشتکار فراوان شب و روز برای ساختن آینده و اهدافش تلاش میکرد، در تاریخ ۱۸ دی ماه در منطقه عظیمیه کرج جان خود را فدای آزادی کرد.
۱۸ دیماه، حوالی نیمهشب در هفتحوض نارمک، جایی که صدای خندهها و شوخیهای آرش یزدانی همیشه شنیده میشد، به ناگاه با ش.لیک سه تی.ر ج.نگی به سکوت گرایید.
خانوادهاش او را با صفت «بسیار قانع» و «بسیار پرانرژی» به یاد میآورند. او همان کسی بود که در هر جمع فامیلی، ب.مب انرژی و رقص و شادی بود؛ پسری مهربان که اجازه نمیداد کسی غمگین بماند. اما ۲۰ دیماه، خانوادهاش پیکر او را در فضایی به شدت امنیتی و پس از سختیهای فراوان در کهریزک تحویل گرفتند. مراسم خاکسپاری او زیر سایه سنگین مام.وران برگزار شد، اما یاد او به عنوان جوانی که جانش را فدای مهربانیاش کرد، در قلبها جاودانه ماند. آرش حالا نه در کارگاه طلاسازی، که در حافظه جمعی یک شهر، با همان لبخند همیشگیاش میرقصد.
نظرات
ارسال یک نظر