پست ویژه
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
علی خسروی؛ اعدام خاموش
از جهادآباد تا غربتِ شاهینشهر علی خسروی، جوان ۲۸ ساله، فرزندِ روستای جهادآباد (چاله سیاه) و ساکن شاهینشهر اصفهان بود. علی که تنها پسر خانواده محسوب میشد، با تکیه بر بازوان خود در حرفه کانالسازی فعالیت میکرد و از وضعیت مالی مناسبی برخوردار بود.
واقعه ۱۸ دی؛ جراحتی که به جنایت ختم شد ساعت ۸ شبِ ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در خیابان بسیج شاهینشهر، علی از ناحیه پا هدف گلوله قرار گرفت. اسناد و پرونده پزشکی اولیه به وضوح تایید میکرد که جراحت او تنها در ناحیه پا بوده و خطر جانی وی را تهدید نمیکرد. او به بیمارستان منتقل شد، اما از آن لحظه به بعد، سناریویی تاریک و هولناک آغاز گشت.
یک هفته بیخبری و کشف پیکر در باغرضوان خانواده علی خسروی یک هفته تمام را در میان بیم و امید و بیخبری مطلق سپری کردند. سرانجام پس از ۷ روز جستجو، پیکر بیجان او در باغرضوان اصفهان پیدا شد. اما واقعیتِ تلخ، فراتر از یک مرگ معمولی بود؛ شواهد عینی و آثار موجود بر بدن نشان میداد که علی در ایام بازداشت تحت شکنجه شدید قرار گرفته و در نهایت با شلیک تیر خلاص به سر، جان سپرده است. جراحتی که در ابتدا تنها یک تیر در پا بود، در اسارت به اعدامی صحرایی بدل شد.
خاکسپاری در سپیدهدم؛ ترس از فریاد مظلومیت نیروهای امنیتی برای جلوگیری از تجمع مردم و افشای ابعاد جنایت، خانواده را تحت فشار گذاشتند تا مراسم خاکسپاری را ساعت ۶ صبح و در سکوتی مطلق برگزار کنند. علی خسروی، در حالی در خاک سرد آرام گرفت که هنوز جنسیت فرزند توراهیاش را نمیدانست و حسرتِ در آغوش کشیدن او را با خود به زیر خاک برد.
داستان علی خسروی، داستانِ نسلی است که بهایِ آزادی را با خون و شکنجه میپردازد. او که نانآور و تکفرزند ذکور خانواده بود، حالا به نمادی از مظلومیت در شاهینشهر تبدیل شده است. اگرچه او را در سکوتِ صبحگاهی دفن کردند، اما فریادِ مظلومیت او و فرزندش که هرگز آغوش پدر را حس نخواهد کرد، در گوشِ تاریخ ایران ماندگار خواهد شد.
پستهای پرطرفدار
آیسان معدنپسند، اولین قربانی تبریز
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
رضا اسکندرپور؛ قلبی که ایستاد تا خیابان نایستد
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها

نظرات
ارسال یک نظر