مهدی؛ پدری که با قلبِ خونین رفت
روایت مهدی شفیعی، حکایت پدری ۴۴ ساله و تکیهگاه خانوادهای است که در اوج پختگی، هدف خشم کسانی قرار گرفت که تاب ایستادگیاش را نداشتند. مهدی، پدر دو فرزند، در ساعت ۸:۳۰ شب زمانی که آسمان شهر زیر سایه سنگین سرکوب بود، توسط تکتیراندازها از ارتفاع هدف قرار گرفت.
اما تراژدی خانواده شفیعی به همینجا ختم نشد؛ در همان روزِ خونین، پسر ۱۸ ساله و دانشجوی سال اول حسابداری او، مانی شفیعی، در حالی که هنوز از شهادت پدرش بیخبر بود، در شهرک قائمیه اسلامشهر و در آغوش گرم مادربزرگ و پدربزرگش هدف شلیک قرار گرفت و با اصابت گلوله به کبدش پرپر شد. پیکر مطهر این پدر و پسر، بدون مراسمات مذهبی مرسوم، اما در میان فریادهای خشمگینانه «مرگ بر خامنهای» و «مرگ بر دیکتاتور» در خاک وطن آرام گرفت. تشییعجنازهی آنها به تجمعی برای فریاد آزادی تبدیل شد؛ جایی که سکوت جای خود را به غرش خلقی داد که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند.

نظرات
ارسال یک نظر