چشمانِ سرخِ کرج
برخی چهرهها در تاریخ یک ملت، فراتر از یک تصویر ساده، به نمادی از ایستادگی بدل میشوند. بهرام اخلاقی، مرد ۵۲ سالهی کرجی و پدر دو فرزند، یکی از همین چهرههاست که در شامگاه خونین ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، لرزه بر تن استبداد انداخت.
برخی نامها بوی دلتنگی میدهند و برخی رفتنها، حفرهای ابدی در قلب یک خانه ایجاد میکنند. محمد موسایی، جوان ۳۴ سالهای که تمام دنیایش در لبخندهای فرزند ۴ سالهاش خلاصه میشد، در شامگاه ۱۸ دیماه در قرچک، مسیری را برگزید که بازگشتی نداشت.
او که برای آزادی فداکاری کرد، اکنون نامش با ایستادگی گره خورده است. پدری که آغوشش گرمترین پناهگاه کودکش بود، در سرمای دیماه قرچک به خاک افتاد تا ثابت کند عشق به وطن و آزادی، فراتر از هر تعلق خاطری است. محمد موسایی دیگر تنها یک پدر برای فرزندش نیست؛ او برادر تمام کسانی است که در آن شبهای بیم و امید، همصدا شدند. جای خالی او در خانه، حالا با افتخاری پر شده است که تاریخ آن را فراموش نخواهد کرد. نام او در پسِ کوچههای قرچک طنینانداز است و خون پاکش، ضامن بیداری وجدانهایی است که هنوز به فردا ایمان دارند.
نظرات
ارسال یک نظر