رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

محمد بهمنی مشتِ گره‌کرده‌ی سنندج

  محمد بهمنی، جوان ۲۴ ساله‌ای که پهلوانی را در رینگ بوکس آموخته بود، اصالتاً فرزند کوه‌های سرسخت سنندج بود اما در جستجوی نان و کار، راهی تهران شد. او که در پایتخت به دنبال ساختن آینده‌ای روشن بود، در تاریخ ۱۹ دی‌ماه در محله یافت‌آباد تهران، هدف کینه‌ی مزدوران قرار گرفت.

مجتبی وثوق: پدری که برای آزادی جان داد

 


مجتبی وثوق، متولد ۱۷ دی ۱۳۶۸، مردی از جنس مردم و پدری که تمام دنیایش در چشمان دو فرزند ۶ ساله و ۶ ماهه‌اش خلاصه می‌شد، در تاریخ ۱۹ دی‌ماه در محدوده حکیم نظامی اصفهان، هدف شلیک مستقیم گلوله به شکم قرار گرفت.

او که تنها دو روز از جشن تولدش گذشته بود، جانش را برای آزادی فدا کرد تا نگذارد آینده فرزندانش در سیاهی گم شود.

مجتبی در راهی قدم گذاشت که بازگشتی نداشت، اما تلخ‌تر از پرواز او، سناریوی غریبانه‌ای بود که برای پیکرش نوشتند. پس از ۶ روز بیم و امید، در ۲۵ دی‌ماه پیکر او را در حالی تحویل دادند که به دلیل عدم توانایی مالی خانواده برای پرداخت وثیقه‌های سنگین و مبالغ درخواستی، هویت او را به دروغ زیر نام «بسیجی» پنهان کردند. 

آن‌ها نه تنها جان او را گرفتند، بلکه خواستند با نامی بیگانه، صدای حقیقت را در گلو خفه کنند. مراسم او در میان حلقه‌ی تنگ نیروهای امنیتی برگزار شد، اما حقیقتِ خون او، از میان تمام آن دیوارها به بیرون نشت کرد. مجتبی وثوق حالا نه یک نام مستعار، بلکه حقیقتی است که در رگ‌های اصفهان جاریست؛ پدری که برای آزادی فدا شد تا فردا برای فرزندان ما روشن‌تر باشد. نگذاریم نانِ آغشته به خون او و آرمانش به فراموشی سپرده شود.


نظرات

پست‌های پرطرفدار