فهیمه نجار عجم فرشتهای در میان آتش
۱۸ دی ماه ۱۴۰۴، در تقویم سرخ این سرزمین، با نام زنی گره خورد که معنای شجاعت را در التیام زخمها یافت. فهیمه نجارعجم، نه با سلاح، بلکه با دستانی که برای یاری گشوده شده بود، در میانهی میدان حضور داشت.
در میان هیاهوی خیابانهای دیماه ۱۴۰۴، جایی که فریادها با دود و آتش گره خورده بود، نوری برای همیشه خاموش شد که تمام دغدغهاش «زیبا نگه داشتن روح» در میان زشتیهای جهان بود.
تراژدی سحر تنها در رفتن او نبود؛ در آغوش سرد مادرش بود که تا سپیده دم، پیکر بیجان تنها دخترش را به سینه فشرد تا دست ناپاک سرکوبگران به امانتش نرسد. سحر که عاشق ظرافت پروانهها بود، در آخرین نوشتههایش از وظیفهی انسان برای نسپردن قلب به زشتیها گفته بود. او ایستاد و در نهایت، جان خود را برای آزادی فدا کرد. حالا قطعه ۳۲۷ بهشتزهرا، میزبان روحی است که حتی در سیاهترین شبهای تهران، تسلیم زشتی نشد و با سرخی خونش، مسیر رهایی را ترسیم کرد.
نظرات
ارسال یک نظر