رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

حمیدرضا معینی‌فر قلبِ نازی‌آباد

  حمیدرضا معینی‌فر، متولد ۱۰ آبان ۱۳۸۲، جوانی بود که تمام شور و حال بیست‌ سالگی‌اش را در بازار سلطانی به کار و تلاش گره زده بود. او که تازه طعم مستقل شدن را چشیده بود و با امیدِ خرید اولین ماشین زندگی‌اش، روزها را به شب می‌رساند، در شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ به یک‌باره از مدار رویاهایش خارج شد.

وداع در سکوتِ خونین

 


برخی قصه‌ها آن‌قدر سنگین‌اند که کلمات در برابرشان زانو می‌زنند. محمد‌مهدی روستا، نوجوان ۱۶ ساله‌ی شیرازی، که در شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، با اصابت گلوله به گردنش، جانش را برای آزادی فداکاری کرد، مظلومیتش حتی پس از رفتن هم ادامه داشت.

تصویر آن درمانگاه که مملو از پیکرهای بی‌جان بود و دکتری که با شرافت، این نوجوان را روی ویلچر به مخفیگاه برد، فراموش‌نشدنی است. ساعت‌ها پناه گرفتن در دستشویی درمانگاه برای جلوگیری از ربوده شدن پیکر، و پدری که با روسری، صدای زجه‌های مادر را خفه می‌کرد تا مباید شناسایی شوند، تصویری است که هیچ وجدانی را آرام نمی‌گذارد. محمد‌مهدی رفت، اما روایتِ آن شبِ هولناک در درمانگاه شیراز، تا ابد سندی بر مظلومیت یک نسل خواهد ماند.


نظرات

پست‌های پرطرفدار