رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

پرواز ناتمام فرشاد از محله فلاح

  شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، محله فلاح تهران گواه پرواز غریبانه مردی بود که جان خود را فدای آزادی کرد.

فریادهای بی‌صدا در خاک هلیلان

 


داستان پرواز حسن فلاح، پدر مهربان و دغدغه‌مندی که عشقش به زندگی و مهربانی‌اش زبانزد بود، روایت یکی دیگر از جان‌باختگانی است که جان خود را فدای آزادی کردند.

او مردی اهل ورزش و شیفته‌ی مهربانی با حیوانات بود که همواره به سگ‌ها و گربه‌های خیابانی غذا می‌داد و حتی در مغازه‌اش از چند گربه مراقبت می‌کرد. حسن که یک پسر ۱۹ ساله دارد و در جریان اعتراضات سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ نیز همواره فعال و دغدغه‌مند بود، در محله مصباح کرج هدف شلیک مستقیم و جنگی تک‌تیراندازی قرار گرفت که از بالای یک ساختمان در چهارراه مصباح شلیک می‌کرد. با وجود تلاش‌های نفس‌گیر برای نجات او در بیمارستان قائم، قیچی کردن لباس‌ها و همراهی با پیکر نیمه‌جانش تا آستانه اتاق عمل، او سرانجام صبح روز بعد جان سپرد؛ در حالی که بعدها در گواهی فوت او، علت مرگ به رسمِ معمول، به صورت مبهم «برخورد اجسام سخت و تیز» درج شد.

پیکر او پس از سه روز پیگیری‌های جانکاه در بهشت سکینه کرج تحویل داده شد، اما پافشاری‌ها و توسل به نهادهای مختلف از جمله شورای شهر، فرمانداری و شهرداری برای دفن او در کرج، کرمانشاه یا اسلام‌آباد غرب به هیچ نتیجه‌ای نرسید. پیکر او در نهایت تحت فشارهای شدید، بی‌صدا و بدون برگزاری مراسمی که شایسته او باشد، در روستای مادری‌اش، کهره هلیلان در استان ایلام، به خاک سپرده شد. 

این روایت، آینه‌ای از رنج عمیق و پنهان خانواده‌ها و به ویژه همسران داغداری است که در میان این توفان‌ها، عشق، همسنگر و همه کس خود را از دست داده‌اند. بار سنگین دلتنگی و مواجهه با فرزند جوانی که این‌گونه بی‌قرار پدر است، داغی جانکاه و کشنده‌تر از هر درد دیگر است؛ سوگی عظیم که ثابت می‌کند این فقدان بزرگ، بسیار فراتر از قلب پدران و مادران، تمام وجود خانواده و یک جامعه زخمی را می‌سوزاند.


تو یوتیوب سابسکرایب کن

تو اینستاگرام ریپوست و سیو کن

 تو تلگرام لایک کن 

تا نام حسن زنده بماند


نظرات

پست‌های پرطرفدار