رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

پرواز سرخ دختر بانه در پایتخت

  پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، دانشگاه بهشتی تهران و خیابان‌های پایتخت، گواه پرپر شدن یکی از استعدادهای درخشان و جسور این مرز و بوم بود.

فریاد سرخ زاگرس در قلب اصفهان

 


شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، خیابان‌های اصفهان شاهد حضور مردی از تبار شاه‌نشین زاگرس بود که سال‌ها طعم تبعیض و ستم را با تمام وجود لمس کرده بود.

حبیب خوبی‌پور، فرزند ۴۷ ساله‌ی کهگیلویه و بویراحمد، مردی از جنس اصالت، دانش و ایستادگی بود. او که روزگاری به عنوان دانشجوی ستاره‌دار رشته‌ی ریاضی، به جرم حق‌خواهی و فعالیت‌های دانشجویی از ادامه‌ی تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد محروم شده بود، این بار در سنگر خیابان علیه بیداد برخاست. حبیب در جریان اعتراضات مردمی اصفهان هدف شلیک مستقیم نیروهای مسلح قرار گرفت و پیکر مجروحش به بیمارستان منتقل شد. او دو روز تمام میان مرگ و زندگی دست‌وپنجه نرم کرد تا اینکه سرانجام طبق گزارش پزشکی قانونی، در روز شنبه ۲۰ دی‌ماه قلب تپنده‌اش از حرکت ایستاد و نامش در دفتر سرخ‌جامگان این خاک ثبت شد.

اما هراس حکومت از نام و راه حبیب، حتی پس از پروازش نیز ادامه داشت. پیکر پاک او را پس از چهار روز کارشکنی، در تاریخ ۲۴ دی‌ماه تنها به شرطی به خانواده تحویل دادند که تعهداتی سنگین و خفقان‌آور را بپذیرند. بازوان سرکوب، خانواده را از برگزاری مراسمی پرشور منع کردند، راه اطلاع‌رسانی را بستند و بی‌شرمانه‌تر از همه، خواستار حذف تمام سنت‌های دیرینه‌ی قومش شدند؛ آن‌ها حبیب را بدون طنین رسا و غریب نوازنده‌ها و خوانندگان لُری و بدون رسم و رسومات اصیل زاگرس‌نشینان به خاک سپردند تا مبادا فریاد دادخواهی ایل، پایه‌های لرزانشان را تکان دهد.

حبیب خوبی‌پور جانش را در راه آزادی فدا کرد تا نشان دهد ذهن‌های بیدار و تحلیل‌گر این سرزمین، هرگز در برابر ظلم تسلیم نمی‌شوند. حکومت شاید توانسته باشد جلوهٔ بیرونی رسومات لُری را در روز خاکسپاری سلب کند، اما هرگز نخواهد توانست طنین حماسه‌ی او را از حافظه‌ی جمعی این ملت پاک کند. مزار او امتداد همان خط سرخ آزادی است که تا فروپاشی کامل استبداد، راهنمای جویندگان رهایی خواهد بود.


تو یوتیوب سابسکرایب کن، تو اینستاگرام ریپوست و سیو کن، تو تلگرام لایک کن تا نام حبیب زنده بماند


نظرات

پست‌های پرطرفدار