مرتضی و سمیه؛ پیوند در راه آزادی
وفاداری و همراهی گاهی مرزهای زندگی زمینی را درمینوردد و در سرخترین برگهای تاریخ یک سرزمین، حماسهای ماندگار خلق میکند.
شامگاه هجدهم دیماه ۱۴۰۴، میدان دانشگاه همدان شاهد صحنهای تکاندهنده و هولناک از بیرحمی نیروهای حکومتی در جریان اعتراضات مردمی بود. مرتضی و سمیه که پس از حضور در خیابان در حال بازگشت به خانه خود بودند، ناگهان مورد هجوم وحشیانه نیروهای سرکوبگر قرار گرفتند. در این حمله ناجوانمردانه، مأموران ابتدا مرتضی را هدف گرفتند و دهها گلوله ساچمهای را به صورت او شلیک کردند. مرتضی در میان شعلههای کینه ستمگران و در برابر چشمان بهتزده و غرق در خون همسرش، مظلومانه جان باخت. اما جنایت به همینجا ختم نشد؛ نیروهای حکومتی بلافاصله به سمیه که شاهد پرپر شدن همسرش بود حمله کردند و با شلیک بیرحمانه گلوله از پشت سر، او را نیز به قتل رساندند تا این زوج عاشق حتی در لحظه مرگ نیز از یکدیگر جدا نشوند.
بزرگترین و دردناکترین ترکش این جنایت جانسوز، به خانهای اصابت کرد که چراغش برای همیشه خاموش شد. از مرتضی ذومپوش و سمیه رضایی، فرزندی به یادگار مانده است که در پایه نهم تحصیل میکند؛ فرزندی که اکنون باید در آستانه نوجوانی، بار سنگین این سوگ بزرگ و داغ جانکاه پدر و مادرش را به تنهایی بر دوش بکشد. اگرچه زندگی این زوج جوان با قساوت تمام به پایان رسید، اما پیوند خونین آنها در میدان دانشگاه همدان، برای همیشه در حافظه جمعی ملت ثبت شد. یاد و راه مرتضی و سمیه تا روز تحقق آزادی در رگهای این سرزمین جریان خواهد داشت.

نظرات
ارسال یک نظر