رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

نیوشا حمیدی؛ ۱۵ ساله و پرپرشده

  نیوشا حمیدی، نوجوان ۱۵ ساله و متولد آذر ۱۳۸۹، از جان‌باختگان خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ ایران بود. او اصالتاً اهل لولمان از توابع رشت در استان گیلان بود؛ نوجوانی که زندگی‌اش در اوج جوانی و در جریان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ به پایان رسید.

عسل؛ صدای کودکان، فریاد آزادی

 


زمینِ سردِ دی‌ماه تهران، شاهد پرواز دختری بود که تمام زندگی‌اش را وقف درک دنیای زلال کودکان کرده بود.

عسل منصوری، روان‌شناس کودکِ ۳۰ ساله‌ای که قلبش برای آرامش و آینده فرزندان این سرزمین می‌تپید، در روز جمعه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، به جمع جاودانگانی پیوست که جان خود را در راه رهایی نثار کردند. او در جریان اعتراضات مردمی در «میدان ملت» منطقه «مجیدیه شمالی» (هروی) تهران، هدف شلیک بی‌رحمانه و مستقیم نیروهای مسلح قرار گرفت. گلوله‌ای که از پشت سر، این زندگی پرامید را نشانه رفت، نه‌تنها به حیات یک متخصص دلسوز پایان داد، بلکه جامعه‌ای را از دانش و مهربانی او محروم کرد.

عسل منصوری در حرفه خود تلاقیِ علم و عاطفه بود؛ کسی که می‌دانست چطور گره‌های کوچک ذهن کودکان را باز کند و به آن‌ها بذر امید ببخشد. اما تعهد او به انسان و انسانیت، فراتر از دیوارهای اتاق مشاوره رفت. او شجاعانه در کنار مردم ایستاد و در راه آزادی جان باخت. پس از این واقعه تلخ، پیکر پاک او در میان اندوه عمیق خانواده، دوستان و همراهانش در آرامستان «بهشت زهرا»ی تهران تشییع شد و در آغوش خاک وطن آرام گرفت.

امروز، بر سنگ مزار این روان‌شناس جوان، جمله‌ای حک شده که تمام فلسفه زندگی و اصالت وجودی او را خلاصه می‌کند: «عسل مثل گل آفتابگردان زیست.» گل آفتابگردان همواره به سمت نور و روشنایی می‌چرخد و در تاریک‌ترین روزها نیز اصالت خود را گم نمی‌کند. عسل منصوری نیز تا آخرین لحظه رو به سوی نور آزادی داشت و گرچه امروز حضور فیزیکی‌اش در میان ما نیست، اما مسیر روشن و نام ماندگارش، مانند آفتابگردان‌های دشت آزادی، همیشه زنده و رو به خورشید باقی خواهد ماند.


نظرات

پست‌های پرطرفدار