رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

مرتضی و سمیه؛ پیوند در راه آزادی

  وفاداری و همراهی گاهی مرزهای زندگی زمینی را درمی‌نوردد و در سرخ‌ترین برگ‌های تاریخ یک سرزمین، حماسه‌ای ماندگار خلق می‌کند.

سمیه یوسفی؛ طنین آزادی در تهرانپارس

 


مقاومت و ایستادگی در برابر ستم، همواره با هزینه‌های سنگین و از دست رفتن شریف‌ترین جان‌ها همراه بوده است؛ جان‌هایی شیفته که در تاریک‌ترین روزها، چراغ امید را روشن نگاه داشتند.

سمیه یوسفی، زن ۴۴ ساله، متعهد و فارغ‌التحصیل رشته حسابداری، یکی از همین چهره‌های درخشان بود. او که سال‌ها با شایستگی و تخصص فراوان به‌عنوان رئیس حسابداری یک شرکت معتبر واردات و صادرات فعالیت می‌کرد، نمونه‌ای از زنان پویای جامعه بود که تخصص و زندگی آرام خود را فدای سکوت در برابر بی‌عدالتی نکرد. او با درک عمیق از شرایط جامعه، در صفوف مقدم حق‌طلبی ایستاد و جان خود را فدای آزادی کرد.

روز پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، محله تهرانپارس تهران به صحنه یکی از این جنایات هولناک تبدیل شد. سمیه یوسفی در جریان اعتراضات مسالمت‌آمیز این منطقه، هدف شلیک کینه‌توزانه نیروهای مسلح قرار گرفت. تک‌تیرانداز مستقر بر بام ساختمان یک شیرینی‌فروشی در همان حوالی، با بی‌رحمی تمام، سر این زن آزادی‌خواه را هدف گلوله قرار داد و خط پایانی بر زندگی پربار او کشید. خانواده سمیه بلافاصله پیکر بی‌جان او را به بیمارستان منتقل کردند، اما با دیوارهای بلند پنهان‌کاری و سرکوب مواجه شدند. دو روز تمام جستجوی بی‌امان خانواده در پی یافتن پیکر او به طول انجامید تا سرانجام موفق شدند او را در مرکز پزشکی قانونی کهریزک شناسایی کنند.

در نهایت، پیکر پاک سمیه یوسفی در روز یکشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۴ در آرامستان بهشت‌زهرای تهران به خاک سپرده شد. نام سمیه یوسفی و اراده استوار او برای همیشه در قلب تاریخ این سرزمین حک شد؛ یادآور زنی که تا آخرین نفس در برابر ظلم ایستاد و مسیر رهایی را با خون خود سرخ نگه داشت.


نظرات

پست‌های پرطرفدار