پست ویژه
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
سرخجامهای از تبار چمگردان
شامگاه ۱۹ دیماه، خیابانهای اصفهان گواه پرواز روحی بزرگ و خستگیناپذیر بود؛ شبی تاریک که خون سرخ افشین رضاییان، زمین را به شهادت طلبید.
وقتی اصرارها و دلنگرانیهای مادرانه راهش را سد کرد تا از خطرات پیشرو بازش دارد، او با نگاهی مصمم و کلامی که بوی اصالت و شجاعت میداد، ایستاد و گفت: «من این را وظیفهی خودم میدانم؛ نمیتوانم بچهها را در میدان تنها بگذارم.» او رفت، جانش را در راه آزادی فدا کرد و خون پاکش برای میهن و هممیهنانش ریخته شد.
در گرماگرم اعتراضات، گلولهی مأموران سرکوب به پایین شکم او اصابت کرد. پیکر او با خونریزی شدید به بیمارستان منتقل شد، اما شدت جراحت و خونریزی به حدی بالا بود که جان عزیزش را از دست داد. در بیمارستان ابتدا به خانواده اعلام کردند که شب را به خانه برگردند و صبح برای تحویل پیکر مراجعه کنند. اما صبح روز بعد، با کارشکنی و بهانهی طی شدن مراحل قانونی، از تحویل پیکر خودداری کردند و سرانجام پس از ۵ روز پیگیری و سرگردانی، جنازه به خانواده تحویل داده شد.
پیکر پاک او حتی پس از مرگ هم مایهٔ هراس ظالمان بود؛ افشین در زادگاهش، چمگردان اصفهان، به خاک سپرده شد، اما نهادهای امنیتی با ایجاد جوی شدیداً امنیتی و خفقانآور، اجازهٔ هیچگونه سروصدا، عزاداری و فیلمبرداری را در زمان تشییع ندادند. غافل از آنکه یاد افشین رضاییان و کلام سرخ او، نیازی به دوربینها ندارد؛ نام او در قلب تاریخ این سرزمین حک شده و راهش تا صبح سپید آزادی ادامه خواهد داشت.
پستهای پرطرفدار
آیسان معدنپسند، اولین قربانی تبریز
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
آتنا حسینیان؛ مادری که برای آزادی قربانی شد
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها

نظرات
ارسال یک نظر