شیرمرد لنجان، فدایی آزادی
در دل خاک اصیل لنجان، مردی چشم به جهان گشود که چهل و هشت سال زندگیاش، مشق غیرت، گذشت و پهلوانی بود.
روز هجدهم دیماه، تقدیر کوروش در روبروی بسیج محلاتی چمگردان با خطی از نور و خون نوشته شد. اصابت تیر بر سر، گواهی بر ایستادگی مردانهای بود که پیش از رفتن، عطر آگاهی و شهود داشت. او مسیر خود را با چشمانی باز انتخاب کرده بود؛ گویی خود میدانست که این سفر را بازگشتی نیست. موقع خداحافظی، رو به همسرش گفت: «این آخرین دیدار من با توعه...»؛ با مادرش وداع کرد و در تماسی تلفنی با پسر سربازش، آخرین نجواهای پدرانه را به گوش او رساند تا اصالتِ رفتنش را ابدی کند.
پیکر پاک این کوهنورد فداکار، در بیست و چهارم دیماه در خاک چمگردان اصفهان آرام گرفت. او جان با ارزش خود را فدا کرد و برای آزادی جان سپرد. امروز اگرچه شلیک آن گلولهی ظالمانه، کالبد تن کوروش ضیایی را سرد کرد، اما گرمای روح سرکش و باصلابتش در رگهای ما و در دل تاریخ دلمان جاودانه شده است. ما به نام، به راه و به یاد او با تمام وجود افتخار میکنیم. یادش تا همیشه در اهتزاز و نامش جاودان باد.

نظرات
ارسال یک نظر