رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

شهرام صادقی؛ سربدار آزادی در کرج

دژخیمان و جنایتکاران رژیم آخوندی در ادامه سرکوب شدید معترضان و در یک اقدام ضدانسانی دیگر، بامداد امروز یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵، زندانی قیام شهرام صادقی را سربدار کردند.

شیرمرد لنجان، فدایی آزادی

 


در دل خاک اصیل لنجان، مردی چشم به جهان گشود که چهل و هشت سال زندگی‌اش، مشق غیرت، گذشت و پهلوانی بود.

کوروش ضیایی، همان ورزشکار و کوهنورد باصلابتی بود که صخره‌ها و قله‌ها را زیر پای همت خود تسلیم کرده بود و روحش با اوج و ایستادگی پیوند داشت. در زندگی خانوادگی و اجتماعی، همگان او را به بخشندگی بی‌حد و مرز و نگاه غیورانه‌اش می‌شناختند؛ مردی که واژه‌ی «شیرمرد‌» برازنده‌ی قامت مقتدر و منش بزرگش بود.

روز هجدهم دی‌ماه، تقدیر کوروش در روبروی بسیج محلاتی چمگردان با خطی از نور و خون نوشته شد. اصابت تیر بر سر، گواهی بر ایستادگی مردانه‌ای بود که پیش از رفتن، عطر آگاهی و شهود داشت. او مسیر خود را با چشمانی باز انتخاب کرده بود؛ گویی خود می‌دانست که این سفر را بازگشتی نیست. موقع خداحافظی، رو به همسرش گفت: «این آخرین دیدار من با توعه...»؛ با مادرش وداع کرد و در تماسی تلفنی با پسر سربازش، آخرین نجواهای پدرانه را به گوش او رساند تا اصالتِ رفتنش را ابدی کند.

پیکر پاک این کوهنورد فداکار، در بیست و چهارم دی‌ماه در خاک چمگردان اصفهان آرام گرفت. او جان با ارزش خود را فدا کرد و برای آزادی جان سپرد. امروز اگرچه شلیک آن گلوله‌ی ظالمانه، کالبد تن کوروش ضیایی را سرد کرد، اما گرمای روح سرکش و باصلابتش در رگ‌های ما و در دل تاریخ دلمان جاودانه شده است. ما به نام، به راه و به یاد او با تمام وجود افتخار می‌کنیم. یادش تا همیشه در اهتزاز و نامش جاودان باد.


نظرات

پست‌های پرطرفدار