امیرعباس جعفریزاده فرزند ایلام، فداییِ کرج
داستان امیرعباس جعفریزاده، روایت جوانی ۳۵ ساله است که فرسنگها دورتر از زادگاهش، در جستجوی زندگی و آزادی، سرنوشتی سرخ را در خیابانهای کرج رقم زد.
نحوه جانباختن او، حکایتی تلخ از شکنجه و بیرحمی است. ماموران با شلیک دو گلوله به شریان اصلی پای او، سعی در زمینگیر کردنش داشتند، اما روایتها به همینجا ختم نمیشود. کسانی که پیکر او را پیش از خاکسپاری در ایلام شستهاند، از آثار کبودیهای هولناکی بر جایجای بدن او سخن میگویند؛ نشانههایی که گواهی میدهند امیرعباس پیش از آنکه برای آزادی جان خود را فدا کند، لحظات سختی را زیر فشار و شکنجه تاب آورده است. ده روز پنهان کردن پیکر او در کهریزک و سرانجام تحویل جنازهای که روایتگر یک جنایت بود، تنها عزم خانواده و همشهریانش را برای دادخواهی جزمتر کرد. امروز او در روستای «بدریه» ایلام، در آغوش خاک اجدادیاش آرام گرفته، اما نامش به عنوان پلِ پیوند میان استقامت کرج و پایداری ایلام، برای همیشه در تاریخ مبارزات ایران حک شد

نظرات
ارسال یک نظر