رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

فهیمه نجار عجم فرشته‌ای در میان آتش

  ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴، در تقویم سرخ این سرزمین، با نام زنی گره خورد که معنای شجاعت را در التیام زخم‌ها یافت. فهیمه نجارعجم، نه با سلاح، بلکه با دستانی که برای یاری گشوده شده بود، در میانه‌ی میدان حضور داشت.

پژمان نوروز رجبی؛ تک‌تازِ راهِ آزادی

 


گاه یک گلوله، تمام رویاهای یک جوان را در میانه خیابان متوقف می‌کند. پژمان نوروز رجبی، جوان ۲۷ ساله‌ای که در تنکابن به شغل آرایشگری مشغول بود، همان نامی است که لرزه بر اندام ستم انداخت.

پژمان عاشق سرعت، کوهستان و موتورسواری بود؛ هر جمعه مسیرهای دشوار کوه‌های اطراف تنکابن را با موتور زیر پا می‌گذاشت، بی‌خبر از آنکه سرنوشت او را به مسیری دشوارتر و ماندگارتر فرا می‌خواند.

در پنج‌شنبه‌ی خونین ۱۸ دی ۱۴۰۴، زمانی که فریادهای حق‌طلبی در خیابان‌های تنکابن طنین‌انداز شده بود، پژمان در مقابل بانک رفاه، هدف شلیک مستقیم نیروهای مسلح قرار گرفت. گلوله‌ای که کلیه او را شکافت، نه تنها جان یک جوان پرشور، بلکه صدای اعتراض یک شهر را نشانه رفته بود. اما پس از شهادتش، سناریوی همیشگی رژیم آغاز شد؛ فشار بی‌امان بر خانواده برای «بسیجی» معرفی کردن او. آن‌ها می‌خواستند خون او را به نفع خود مصادره کنند، اما حقیقتِ پژمان، ریشه‌دارتر از این دروغ‌ها بود. پژمان، فرزند آزاد کوهستان‌های شمال، در نهایت در خاک زادگاهش آرام گرفت، در حالی که جانش را در راه آزادی فدا کرد تا نامش به عنوان نمادی از ایستادگی در تاریخ اعتراضات ایران حک شود.


نظرات

پست‌های پرطرفدار