رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

امیرعباس جعفری‌زاده فرزند ایلام، فداییِ کرج

  داستان امیرعباس جعفری‌زاده، روایت جوانی ۳۵ ساله است که فرسنگ‌ها دورتر از زادگاهش، در جستجوی زندگی و آزادی، سرنوشتی سرخ را در خیابان‌های کرج رقم زد.

نازنینِ تقوا؛ ایستاده تا آخرین نفس

 


در کوچه‌های باران‌زده‌ی رشت، جایی که هر قدمش بوی زندگی می‌داد، نوزدهم دی‌ماه ۱۴۰۴ به رنگ خون درآمد. نازنین تقوا، زنی ۳۴ ساله و لبریز از امید، نه برای تماشا، بلکه برای پس‌گرفتن حقِ تنفس، قدم به خیابان گذاشت.

او می‌دانست که بهای فریاد در برابر استبداد سنگین است، اما سکوت را مرگ‌بارتر می‌دید.

شلیک مستقیم نیروهای سرکوب، نقطه‌ی پایان زندگی او نبود، بلکه آغازِ تکثیر نام او در قلب‌های بیدار یک ملت شد. نازنین در ۳۴ سالگی، زیباترین فصل زندگی‌اش را برای آزادی فدا کرد تا ثابت کند گیسوانِ زنان این سرزمین، پرچمِ برافراشته‌ی عصیان علیه ظلم است. امروز رشت تنها داغدار یک شهروند نیست، بلکه نگهبان یادِ زنی است که خونش بر سنگ‌فرش‌های خیابان، نویدبخش فروریختن دیوارهای ستم است. او نرفت، او به جاده‌ای پیوست که مقصدش سپیده‌دم است.


نظرات

پست‌های پرطرفدار