رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

امیرعباس جعفری‌زاده فرزند ایلام، فداییِ کرج

  داستان امیرعباس جعفری‌زاده، روایت جوانی ۳۵ ساله است که فرسنگ‌ها دورتر از زادگاهش، در جستجوی زندگی و آزادی، سرنوشتی سرخ را در خیابان‌های کرج رقم زد.

امیررضا فتحیان قلبِ مهندس، معدنِ آزادی

 


در هجدهم دی‌ماه ۱۴۰۴، اصفهان شاهد عروجی بود که نشان داد استبداد از هیچ تخصصی به اندازه «شجاعت» نمی‌هراسد. امیررضا فتحیان، مهندس معدن ۴۰ ساله‌ای که عمری را در اعماق زمین به دنبال ساختن و آبادانی گذرانده بود، این بار در سطح خیابان‌های شهرش، برای استخراج گران‌بهاترین گوهر بشری یعنی «آزادی» سینه سپر کرد.

او که با محاسبات دقیق مهندسی آشنا بود، آگاهانه در میدان مطالبه‌گری حاضر شد تا نشان دهد که نسل متخصص و آگاه ایران، هرگز در برابر ظلم سکوت نخواهد کرد.

شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر به سمت او، نه یک اتفاق، بلکه یک هدف‌گیری آگاهانه بود؛ آن‌ها دقیقاً قلب او را نشانه رفتند. قلبی که برای ایران می‌تپید و سرشار از آرزو برای فردایی روشن بود. ماموران با شلیک به قلب این مهندس جوان، می‌خواستند تپش‌های یک اعتراض را خاموش کنند، اما غافل از آنکه خون مهندس فتحیان در رگ‌های شهر جاری شد. او که عمری سنگ‌ها را شکافته بود، با شهادت مظلومانه‌اش، دیواره‌های ترس را در هم شکست. امیررضا فتحیان در ۴۰ سالگی، نام خود را در فهرست بلندبالای کسانی ثبت کرد که برای آزادی جان خود را فدا کردند تا ثابت کنند که حقانیت، با گلوله از بین نمی‌رود، بلکه جاودانه می‌شود.


نظرات

پست‌های پرطرفدار