امیرعباس جعفریزاده فرزند ایلام، فداییِ کرج
داستان امیرعباس جعفریزاده، روایت جوانی ۳۵ ساله است که فرسنگها دورتر از زادگاهش، در جستجوی زندگی و آزادی، سرنوشتی سرخ را در خیابانهای کرج رقم زد.
سحر بیات، ورزشکار ۳۰ساله و سوارکار جسوری بود که رویاهایش را نه در میدانهای مسابقه، بلکه در خیابانهای منتهی به آزادی جستجو میکرد.
در شامگاه ۱۸دیماه ۱۴۰۴، زمانی که طنین فریادهای حقطلبی در غرب تهران به گوش میرسید، سحر با شهامتی که از سالها تاختن آموخته بود، در برابر سرکوب ایستاد.او در همین میدان هدف شلیک مستقیم مزدوران قرار گرفت و برای همیشه نام خود را در فهرست سرخفام کسانی ثبتکرد که جان خود را برای آزادی فدا کردند. پیکر این زن قهرمان، پس از تشییعی غریبانه، در خاک سرد تویسرکان همدان زادگاهش ارام گرفت.
اگر چه امروز اسب او بیسوارماده و میدانهای ورزشی از حضور او محروم گشتهاند اما یاد او به عنوان نمادی از مقاومت زنان ایرانی در قلب یک ملت تکثیر شده است.
نظرات
ارسال یک نظر