«سجاد رحیمی»؛ قهرمانی که تسلیم نشد
برخی انسانها در طول زندگی خود، درخشش را در میدانهای مختلف تجربه میکنند؛ از ورزش و علم گرفته تا ایستادگی در برابر ظلم. سجاد رحیمی، جوان ۳۶ ساله، مهندس آیتی و معلم هنرستانی در قشم، یکی از همین انسانهای پویا و چندبعدی بود.
در شب نوزدهم دیماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات مردمی در شهر مرودشت، سجاد هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای مسلح قرار گرفت و به شدت مجروح شد. او که غرق در خون بود، به همراه تعدادی دیگر از معترضان به خانهای در همان نزدیکی پناه برد. با وجود خونریزی شدید، نگرانی از بازداشت و شکنجه توسط نیروهای امنیتی باعث شد که سجاد از اطرافیانش بخواهد او را به بیمارستان نبرند و تنها به برادر بزرگترش خبر بدهند. برادرش به سرعت خود را به بالین او رساند؛ سجاد هنوز نبض داشت و زنده بود، اما متاسفانه در مسیر انتقال به بیمارستان، این جوان فداکار جانش را برای آزادی فدا کرد.
فشارها و دیوارهای امنیتی حتی پس از مرگ نیز دست از سر سجاد و خانوادهاش برنداشت. روز ۲۰ دیماه، زمانی که خانواده برای تحویل گرفتن پیکر او مراجعه کردند، با کارشکنی و امتناع ماموران روبهرو شدند که در نهایت با ایستادگی و درگیری خانواده، پیکر او تحویل گرفته شد. نهادهای امنیتی تلاش کردند با اعمال فشار شدید بر خانواده، سجاد را یک «بسیجی شهید» معرفی کنند تا از نام او برای مشروعیت خود استفاده کنند؛ اما خانواده غیور او با شجاعت تمام این سناریوی حکومتی را رد کردند. در نهایت، پیکر این قهرمان جوان در همان روز ۲۰ دیماه ۱۴۰۴، تحت نظارت شدید امنیتی و در سکوت کامل، تنها با حضور چند تن از نزدیکانش در آرامستان مرودشت به خاک سپرده شد؛ روایتی تلخ که هرگز از یادها نخواهد رفت.

نظرات
ارسال یک نظر