رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

امیررضا؛ رویای ناتمام در اسلامشهر

  امیررضا میرزایی، جوان ۲۸ ساله‌ای که مدرک فوق‌دیپلم مدیریت داشت، قرار بود پس از تعطیلات عید، تکیه‌گاه خانواده‌اش باشد و در طباخی پدرش مشغول به کار شود.

سمانه عسکری؛ پرواز از لاهیجان

 


داستان سمانه عسکری بازرگانی، روایتی تکان‌دهنده از ایستادگی خانواده‌ای است که حتی برای به خاک سپردن عزیزشان مجبور به نبردی نابرابر شدند. سمانه، متولد ۱۳۶۲، در روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در شهر لاهیجان جان باخت؛ اما تراژدی اصلی پس از خاموشی او آغاز شد.

بامداد جمعه، زمانی که خانواده در بهت و سوگ بودند، پیکر او از بیمارستان پیروز لاهیجان توسط مأموران ربوده و به باغ رضوان رشت منتقل شد. این اتفاق تلخ و ناباورانه، نه یک بار، بلکه چهار بار تکرار شد؛ گویی حتی از کالبد بی‌جان او نیز هراس داشتند. هر بار که خانواده سعی در بازپس‌گیری پیکر داشت، با سدی تازه مواجه می‌شد. سرانجام پس از چهار روز التهاب و پیگیری‌های بی‌وقفه، خانواده عسکری موفق شدند پیکر سمانه را در ۲۲ دی‌ماه در زادگاهش، «بازرگان‌محله رودسر»، به خاک بسپارند. سمانه جانش را برای آزادی فدا کرد و روایت ربودن پیکر او، گواهی بر مظلومیت و در عین حال ترسی است که لرزه بر اندام بدخواهان انداخته است.


نظرات

پست‌های پرطرفدار