نامی چسبیده به قلب شاهینویلا
روایت برخی نامها، روایت شجاعت خطشکنانی است که در اوج جوانی، سنگینی بار تعهد به آینده را روی شانههای خود حس کردند.
در آن روز سرخ، پیمان در خیابانهای کرج آسیب سختی دید، اما پیکر نیمهجان او حتی در همان وضعیت نیز دستبردار نبودند؛ روایتها حاکی از آن است که در همان حال جسم ویران و دستانش آسیب بیشتری دید. او را در وضعیت بحرانی به بیمارستان البرز کرج منتقل کردند؛ جایی که یک هفته تمام، میان ماندن و رفتن، در کما مبارزه کرد. تن خسته اما پر از امید او، سرانجام در روز پنجشنبه ۲۵ دیماه ۱۴۰۴ طاقت نیاورد و این پدر جوان پرکشید و جاودانه شد.
تصویری که از مزار او در یادها حک شده، قلب هر انسان آزادیخواهی را به درد میآورد؛ جایی که دختر کوچک پنجسالهاش، دلتنگیهای کودکانه خود را در قالب یک نقاشی به تصویر کشیده و آن را سفت روی مزار پدر چسبانده است. نقاشی کوچکی که بزرگترین سند این روزهای سخت است.
پیمان پالیزدار جانش را در راه آزادی فدا کرد. او رفت تا دخترش و تمام کودکان این سرزمین در فرداهایی روشنتر تنفس کنند. یادش گرامی و نامش تا ابد در قلب تاریخ این خاک مانا خواهد بود.

نظرات
ارسال یک نظر