رد شدن به محتوای اصلی

پست ویژه

پویا قشقایی؛ تک‌ستارهٔ سرخ قشقایی

یادنامه‌ای برای یک قامت استوار که در راه آزادی شکست برگ دیگری از تاریخ شجاعت این سرزمین به نام جوانی رقم خورد که قامتش برای ورزش و نشاط افراشته شده بود، اما در اوج جوانی به آسمان پر کشید.

پایان سرخ رضا کریمی؛ کاسب زحمت‌کش

 


روایت جان‌باختن مظلومانه انسان‌های شریف در کوچه و خیابان‌های این سرزمین، قصه پر غصه و تکراری روزهای ماست؛ اما هر بار شنیدن سرگذشت یکی از آن‌ها، عمق فاجعه و بی‌رحمی ساختار حاکم را بیش از پیش آشکار می‌سازد.

یکی از این روایت‌های تلخ و تکان‌دهنده، متعلق به هموطنی زحمت‌کش از دیار اصفهان به نام «رضا کریمی» است؛ مردی ۵۰ ساله و جوشکار که تمام عمر خود را با نان حلال و تلاش شبانه‌روزی سپری کرده بود.

در تاریخ ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، در بحبوحه فضای ملتهب منطقه ملک‌شهر اصفهان، زندگی این کاسب زحمت‌کش به شکلی ناجوانمردانه به پایان رسید. رضا کریمی در جریان حضور در خیابان، هدف اصابت مرمی سربی (تیر جنگی) از سوی مأموران قرار گرفت که مستقیماً به ناحیه شکم او برخورد کرد. پیکر نیمه‌جان و غرق در خون او بلافاصله به بیمارستان غرضی اصفهان منتقل شد، اما شدت جراحات و خون‌ریزی به حدی بالا بود که او در همان مرکز درمانی جان خود را فدای راه آزادی کرد.

فاجعه اصلی اما پس از رفتن او آغاز شد؛ جایی که نهادهای امنیتی و مسئولان بیمارستان، سناریوی همیشگی پنهان‌کاری و شکنجه روانی خانواده را کلید زدند. به مدت یک هفته تمام، خانواده و نزدیکان رضا کریمی سرگردان و آواره بین نهادهای مختلف و بیمارستان بودند. مأموران با بی‌رحمی تمام و به دروغ به خانواده امید واهی می‌دادند که او هنوز زنده است و تحت مراقبت قرار دارد؛ ترفندی ضدانسانی که برای جلوگیری از اطلاع‌رسانی سریع و تجمع انجام شد. پس از هفت روز کابوس‌وار و پیگیری‌های بی‌وقفه، حقیقت تلخ آشکار شد و به خانواده اطلاع دادند که پیکر بی‌جان رضا بدون اجازه و اطلاع آن‌ها به آرامستان «باغ رضوان» اصفهان منتقل و مخفیانه در آن‌جا آرام گرفته است.

رضا کریمی نمونه‌ای دیگر از انسان‌های بی‌گناهی است که تنها جرمشان حضور در خیابان‌های شهر خودشان بود؛ پیرمردی زحمت‌کش که نامش به عنوان یکی دیگر از پروانه‌های پرکشیده در راه آزادی ایران برای همیشه ثبت گردید.


نظرات

پست‌های پرطرفدار